دشمن امریکایی صهیونی، در برآوردی توهمی و تصور براندازی نظامی و سپس فتنه کودتایی، شانس خود را آزمود و شکست بزرگی خورد که باید ابعاد آن تا مدتها مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد، چرا که بازتابهای خود را در عرصههای مختلف در درون امریکا و رژیم صهیونی و در عرصه جهانی، مناسبات جهانی، موازنههای قدرت، دکترینها و لایههای گوناگون زندگی و اقتصاد مجامع بشری به جای میگذارد. استراتژی امریکایی- صهیونی همانگونه که در ۴۷ سال گذشته طراحی و اجرا و شکست خورده، متوقف نشده و اکنون نیز به دلایل اندیشه اهریمنی و نژادپرستانه براندازی در ایران و نابودی کشور و تحقیر ملت غیرتمند ایران، دست از تلاش نمیکشد و به روشهای جدید روی آورده است. آنچه روح کینهتوزانه آنها را آرام میکند، انتقام از نظام اسلامی و مردم ایران است و اکنون راهبرد آنها بر جنگ اقتصادی متمرکز است.
اندیشکدههای آنان و تیمهای تخصصی نظامی و امنیتی آنها، تمامی گزینهها و سناریوهای ممکن را بررسی کردهاند و به بنبست رسیدهاند. اگرچه اهداف مرحلهای خود را تقلیل دادهاند و اکنون در آرزوی حذف ایران از تنگه هرمز هستند، ولی این آرزو را ناممکن و شکستخورده ارزیابی میکنند. تصور آنها این است که با جنگ اقتصادی متکی به تحریمها و محاصره دریایی و حفظ سایه جنگ و فشار بر مردم و نظام اسلامی، نهتنها از مردم برخاسته ایران و از نظام اسلامی انتقام میگیرند، بلکه شانس خود را برای تسلیمپذیر کردن ایران فراهم خواهند کرد. همانگونه که در جنگ نظامی و امنیتی و فتنه کودتایی، انسجام ملی و حکمت رهبری، قدرت پاسخ کوبنده دستگاههای اطلاعاتی و نظامی و مردم در صحنه، طومار طراحیهای دقیق آنها را برچید و تدابیر و تاکتیکهای عاجزکننده را به اجرا گذاشت، این مرحله از جنگ نیز به همین عناصر و شاخصها در ابعادی دیگر نیازمند است.
با اینکه دشمن در بدترین شرایط در طول عمر جنایتکارانه خود قرار دارد، از تمام ابزارها با ماهیت نظامی و جنگی استفاده میکند و مذاکره نیز یکی از آنهاست. مذاکره از نگاه آنها روشی برای حلوفصل پایان جنگ نیست، بلکه تاکتیکی برای فریب و خدعه و تسلیمپذیری ایران است. شکست راهبرد جنگ اقتصادی با روشها و تدابیر و تاکتیکهای جنگ اقتصادی امکانپذیر است. ابزارهای اصلی ایران برای عمق بخشیدن به بحران اقتصادی امریکا و رژیم صهیونی و تمام شرکای آنها نباید مورد غفلت قرار گیرند. محاصره را باید با محاصره پاسخ گفت و تحریم را با تحریم متقابل به حاشیه برد و بیاثر نمود. کافی است به هر بهانهای آمار تردد کشتیها از تنگه هرمز را نصف کرد یا برای چند روز متوقف کنیم تا شاخصهای فشار بر اقتصاد جهانی و غرب کماکان به سقف بالاتر اوج گیرد. همین روش کمهزینه باید در مسیرهای اقتصاد و تجارت امریکا و غرب و رژیم صهیونی و شرکای آنها و در آبراههای دیگر تکمیل شود و بنادر رژیم صهیونی ناامن شوند یا کشتیهای آنها در بابالمندب یا دریای سرخ، در کابوس تیرهای غیب به سر ببرند.
کافی است که اجازه ندهیم نفت و گاز و انواع کودهای کشاورزی و هلیوم و اسید سولفوریک از کشورهای عربی خلیجفارس، که میزبان پایگاههای امریکایی هستند و از آنها برای عداوت و جنگ علیه ایران استفاده میشود، صادر شود. کافی است به هر بهانه و دلیل، نظامیان امریکایی و تمامی نقاط سرزمینهای اشغالی فلسطین و نقاط حساس رژیم صهیونی، سلب آرامش و امنیت شده و به دلیل استمرار جنایت و قتل و ویرانی و توسعهطلبی و اشغالگری یا تعرض به کشتیهای ایران یا تجاوزات پهپاد و هواپیماهایشان، هدف قرار گیرند و با خط و نشان معتبر مواجه شوند تا بیثباتی و فشار اقتصادی بر آنها تشدید شود. کافی است سیاستهای امنیتی فرسایش راهبردی به موازات عرصههای اقتصادی در عرصههای نظامی و زیر سقف جنگ با نواختی برنامهریزیشده، استمرار یابد و تلفات و خسارتهای نظامی در کنار هزینههای نظامی آنها افزایش یابد. تدابیر و بسیاری از ایدههای اجرایی در جنگ اقتصادی با سرعت از مرز تابآوری صهیونیستها و امریکا و کشورهای همکار با آنها عبور خواهد کرد و برای یک بار و برای همیشه، در تمامی عرصههای نظامی، امنیتی و اقتصادی آنها را در بنبست کامل قرار دهیم و ایران، منطقه و جهان را از شرارت این شیطانپرستان و جنایتکاران حرفهای و جنگافروزان سابقهدار و قاتلان کینهتوز نجات دهیم.